تبليغاتX

http://www.jootan.tripod.com

تکرار واژه ها ................................ به نام عشق به نام پدر .....................

شخصی

چه روزهايي بود، ‌روزهاي ياس و نا اميدي، حتي از رحمت خدا! و يكي از گناهان متعددي كه مرتكب شدم همين بود!

اين شعر را كه به جا مانده از همان روزهاست مي نويسم تا هيچ گاه فراموش نكنم كه...

 

من به ويرانه شدن پيش تو اصرار ندارم

چون كه ديگر دلي آماده ديدار ندارم

و زمان تنگ گرفته است به من آنقدر اينجا

كه براي نفسم فرصت تكرار ندارم

تو صدا مي شنوي، ‌ناله، سكوتي پر معني

حيف، ديري است سر و گوش خريدار ندارم

و تنی سست و کرخت است تن بودنم اخر

نفس و تاب و توان ستم بار ندارم

گفتي از كفر به ايمان برس اما چه كنم من

كه دگر باوري اندازه انكار ندارم

و تقاضاي دو دستم همه بي حوصله مانده است

نور اميد دعايي به دل اين بار ندارم

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

 
Blogroll Me! .