تبليغاتX

http://www.jootan.tripod.com

تکرار واژه ها ................................ به نام عشق به نام پدر .....................

شخصی

این هم عیدی من به همه شما دوستان

 

حضرت علی فرمودند:

اختیار کردم از کتب آسمانی دوازده آیه را و روزی سه بار به آنها نگاه می کردم

 

1-          ای فرزند آدم، تا سلطنت من باقی است از هیچ صاحب قدرتی نترس که سلطنت من همیشگی است.

2-          تا خزانه من پر است در غم روزی مباش و بدان که گنجینه من هرگز خالی نمی شود.

3-          قسم به حق من بر تو که من دوست توام، تو نیز دوست من باش!

4-          به کسی جز من دل مبند که به تو نزدیک بوده و خواسته های تو را برمی آورم.

5-          همه چیز را برای تو و تو را برای عبادت آفریدم.

6-          تو را از خاک آفریدم، خسته نشدم، چگونه روزی رساندن به تو مرا خسته می کند!

7-          برای خاطر خود بر من خشم می گیری، آیا می شود به خاطر من بر نفست خشمگین شوی؟

8-          آنکه تو را می خواهد به خاطر خودش می خواهد من تو را برای خودت می خواهم، از من فرار نکن!

9-          برای من است بر تو واجباتی و برای توست بر من معایشی، تو تخلف می کنی ولی در کار من تخلف راه ندارد.

10-      من که امروز عبادت فردا را از تو نمی خواهم، تو نیز روزی فردا را از من مخواه.

11-   به آنچه نصیب توست راضی باش تا آسوده باشی، اگر غیر از این باشد دنیا را بر تو چیره خواهم کرد تا همچون درندگان بیابان راه روی در آن صورت به نصیب می رسی اما خود را بی اجر نموده ای

12-     هم چنان که در حضور شهریاران می ایستی در عبادت من بایست، اگر تو مرا نمی بینی، من تو را می بینم.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

این هم یه نوع نیایشه دیگه!!!

 

خدا جون! متشکریم که چشم دادی بهمون واسه گریه کردن، واسه دیدنِ این دنیای زشت! مرسی که پا به ما دادی واسه سگ دوزدن، واسه گشتن تو جهنم دنبال راه بهشت!

خدا جون! ممنون از این که دوتا دست دادی به ما تا اونا رو رو به هر مترسکی دراز کنیم! تا نذاریم زنجیرا توی سیاه چال بپوسن! تا بتونیم ماشه ی مسلسلا رو ناز کنیم! خیلی ممنون که یه جفت گوش دادی که با اون صدای بمب افکنا رو گوش بکنیم!

|+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

تقدیم به همه دختران ایران زمین

 

از باغ مي برند جراغانيت كنند

تا كاج جشنهاي زمستانيت كنند

پوشانده اند صبح تو را ابر هاي تار

تنها به اين بهانه كه بارانيت كنند

اي گل گمان مكن به شب جشن مي روي

شايد به خاك مرده اي ارزانيت كنند

يوسف به اين رها شدن از چاه دل مبند

اين بار مي برند كه زندانيت كنند

يك نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست

از نقطه اي بترس كه شيطانيت كنند

آب طلب نكرده هميشه مراد نيست

گاهي بهانه ايست كه قربانيت كنند  

                                     فاضل نظري

 

دوباره یتیم شدم، یتیم

خدا چه قدرت تحملی به من داده ، خودم تعجب می کنم

خودت دادی خودت هم از من پس گرفتی" لکی لا تاسو علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم"

راضیم به رضایت پروردگار مهربانم که من را در سخت ترین لحظات تنها نگذاشتی، صبر می کنم، صبر، صبر بر همه سختیها

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

 
Blogroll Me! .