نظر به اینکه در موقع جنگ، استعمال گازهای خفه کننده و مسموم یا امثال آنها و همچنین هر قسم مایعات یا عملیات شبیه آن، حقا مورد تنفر افکار عمومی دنیای متمدن است، دول متعاهد تقبل می نماید ممنوعیت استعمال گازهای خفه کننده و مسموم و شبیه آن را به موجب این اعلامیه، به رسمیت شناخته و همچنین تعهد می نمایند که ممنوعیت مزبور را شامل سلاحهای میکروبی نیز دانسته و خود را ملزم به رعایت مدلول مراتب فوق بدانند."
این یکی از بندهای پروتکل 1925 ژنو است که طی قطعنامه 2161 سازمان ملل مجددا به تصویب رسید و عراق هم جزو 12 کشور امضا کننده آن بود! اما...
عراق اولین بار در تاریخ 23/10/59 در منطقه میمک، از گازهای تهوع آور علیه رزمندگان و ساکنین منطقه استفاده کرد. در سال 62 هم با بمباران هوایی مناطق پیرانشهر، رواندوز، حاج عمران(عملیات والفجر 2)، پنجوین (عملیات والفجر 4)، جزایر مجنون(عملیات خیبر) را مورد تهاجم شیمیایی گسترده قرار داد. ایران حادثه پنجوین را جنایت جنگی نامید. عراق به علت علنی شدن استفاده گسترده از این سلاحها و اعتراض بعضی کشورهای اروپایی، موقتا از به کار بردن آن منصرف شد. اما در پی پیروزیهای گسترده رزمندگان ، عراق باز دست به استفاده ناجوانمردانه از این سلاحها زد. عملیات بدر در اواخر سال663، عملیات والفجر 8 و منطقه فاو در سال 64، شلمچه و آبادان در عملیات کربلای 4 و 5 و شهرهای سردشت، خرمشهر و حلبچه عراق در سال 66 و مریوان، سرپل ذهاب، گیلانغرب، اشنویه و فاو در سال 67 از هدفهای این اقدام ننگین بودند.. شورای امنیت؟ نه بیکار ننشست! دو بیانیه و چهار قطعنامه بی اثر و بدون هیچ ضمانت اجرایی تمام کاری بود که علیه این جنایات انجام دادند!
اما این جنایتها را بگذارید در کنار نداشتن اشراف علمی و آمادگی لازم ایران در دوران جنگ و پنهانکاری بسیار دقیق و حمایت شده عراق که موجب شد صرفا موارد زیر از کاربرد مواد شیمیایی شناسایی و طبقه بندی علمی شوند: الف: عامل ناتوان کننده (گازهای تهوع آور) ب:عامل خفه کننده با سرعت بالا (فسژن) ج: عامل خونی (کلرور سیانور و سیانور هیدروژن){سعید از کرخه تا راین که یادتان هست!} د:عامل اعصاب (سارین، سومان، تابون، رسین و وی ایکس) با قدرت مختل کنندگی فوری سیستم عصبی و تاثیرات احتمالی بلند مدت ه: عامل تاول زا (خردل) با قدرت بسیار بالای تخریب فیزیولوژی و فضای زیست محیطی و تاثیر منفی بلند مدت تنفسی، پوستی، بینایی و ژنتیک.
استفاده از تسلیحات میکروبی علیه ایران با وجود ظرفیت بالا و تلاش گسترده و ثابت شده عراق، هنوز مورد بررسی جدی و دقیق قرار نگرفته!
عراق در طول جنگ بیش از 200 بار از تسلیحات شیمیایی استفاده کرد! وحشیانه ترین و وسیع ترین مورد استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی از زمان جنگ جهانی اول تا کنون، در شهر حلبچه بود که حداقل هزار تن از مردم کرد مسلمان آن را به کام مرگ فرستاد و 7 هزار تن دیگر را مجروح کرد. ارتش عراق سه نوع گاز مختلف را در دو روز پیاپی 17 و 18 مارس، بر سر مردم بیگناه و بی دفاع حلبچه ریخت: خردل، اعصاب و سیافوژن!
نیویرک تایمز در تاریخ 6/1/67 نوشت که این عمل از هر جهت و به هر مفهوم یک جنایت جنگی است که با انکارهای سست و رسمی عراق و بهانه های غیر رسمی در مورد استفاده از یک سلاح ناجوانمردانه در آمیخته است!
برای شفای همه مجروحان شیمیایی به خصوص رضا ایران منش و بیژن نوباوه عزیز دعا کنیم
![]()
کربلای ایران! خیلی از کاروانهایی که برای دیدن جبهه های جنوب می روند، فکه را در برنامه شان قرار نمی دهند؛ نه جلوه بصری دارد و طبیعت زیبا مثل اروند کنار با آن رود خروشان و نخلهای بی سرش، که فکه سرزمینی است پهناور از رمل و ماسه با چند تپه ماهوری، نه حتی یادمانی از شهدایش که کنارش بنشینی عقده دل خالی کنی مثل دهلاویه و هویزه و شلمچه و ... و نه حتی از لحاظ نظامی پیروزی چندانی به خود دیده است، چهار عملیات در آن انجام شده: والفجر مقدماتی(بهمن 61)، والفجر1(فروردین 62)، ظفر 4(تیر 63) و عاشورای 3 (مرداد 63) که تقریبا همه به شکست انجامیده است.
اما این منطقه ناگفتنیها زیاد دارد و ناگفته هایش را شهید آوینی شنید و آنجا را برای شهادتش انتخاب کرد؛ و می گویم انتخاب کرد تا کربلای ایران و شهدای مظلومش گمنام نماند و به واقع اگر او در آنجا به شهادت نمی رسید چقدر نام ان را می شنیدیم؟!!!
بسیجیها در این قتلگاه، هشت تا چهارده کیلومتر با پای پیاده میان رمل و ماسه روان گذشتند با تجهیزاتی تقریبا 12 کیلویی و بعضی مجبور بودند قطعات چهل کیلویی پلی را هم حمل کنند که قرار بود برای عبور رزمندگان روی کانالها تعبیه شود؛ و اما موانع؛ اصلا والفجر مقدماتی را عملیات موانع می گفتند! بسیجیها برای رسیدن به خط دشمن حرکت می کردند که با مجموعه ای از کانالها، سیم خاردارها، میدانهای مینی که گاه عمقش به 4 کیلومتر می رسید مواجه می شدند؛ یکی را رد می کردند، به بعدی می رسیدند. از موانع معروف فکه، کانالهایی است به عرض 3 تا 9 متر و عمق 2 تا 3 متر که پر بودند از سیم خاردار، مین والمیر و شبکه های پر از مواد آتش زا، تا چند نفر روی مینهای کاشته شده زیر رمل و ماسه ها پرپر نمی شد، بقیه از وجودش با خبر نمی شدند!
فکه کربلای ایران است، نحوه شهادت شهدا و مجروحینش ... آنهایی که دشمن در میان شیارها محاصره شان کرد.
گروه تفحص در حین عملیات جستجو به سیمهای تلفنی رسیدند که از خاک بیرون زده بود و رد آنها به یک دسته از شهدا رسید که دست و پایشان به همین سیمها بسته شده بود و معلوم بود زنده به گور شده اند! اجساد مطهری هم کشف شد که معلوم بود قبل از شهادت آنها را آتش زده اند.
از گردان حنظله چیزی می دانی؟ سیصد نفر در یکی از کانالها محاصره شدند و اکثرا با آتش مستقیم دشمن و یا تشنگی مفرط شهید شدند و تن به اسارت ندادند. اذن دخول فکه تشنگی است؛ در یادداشتهای باقیمانده ار یکی از شهدای گردان حنظله آمده است:" امروز روز پنجم محاصره مان است؛ آب را جیره بندی کرده ایم، نان را جیره بندی کرده ایم، عطش همه را هلاک کرده ، همه را جز شهدا که حالا در کنار هم در انتهای کانال خوابیده اند. دیگر شهدا تشنه نیستند، فدای لب تشنه ات پسر فاطمه!
فکه کربلای ایران است و اذن دخولش تشنگی است؛ باید تشنه باشی، تشنه دیدنش، تشنه معنویتش، تشنه ضجه زدن و راه رفتن روی رملهای داغ باشی تا راهت بدهند؛ مرا که راه ندادند! تا لحظات پایانی بودنمان در جنوب قرار بر رفتن بود، اما...

