تبليغاتX

http://www.jootan.tripod.com

تکرار واژه ها ................................ به نام عشق به نام پدر .....................

شخصی

برای کسی که بعد از دیدنش زنگارهایی از دلم پاک شد که عظمت ها رو بهتر دیدم!

 

دستهات سرد و یخ زده اند

همچون دستان بی فروغ من

تو نیز زاده زمستانی؟

کاش اناری سرخ را با تو قسمت می کردم

کوری چشم سیاهی ها

می دادیم سهم زمین را

و پر می کردیم دریچه های زمین را

جشمهات افقهای دریا را می فهمد

و بی انتهایی تنهایی

و بی رنگی روح

و بی تابی عشق

ایا خواهی دید

تصویر ماه رقصان را

افتاده بر امواج دلم!

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

قتل الانسان ما اکفره

مرده باد  انسان که چه ناسپاس است!

این را خدایت در کتاب خودش می گوید، همو ن کسی که وقتی تو رو افرید (یادت باشه فقط وقتی تو رو افرید) گفت آفرین بر من که بهترین خلق کننده ام، همون کسی که تمامی اسمها رو به تو آموخت (اسم هر چیز هم یعنی کلید شناخت اون!)

همون کسی که تو رو از اون کودک فرشته صفت (چقدر راسته که کسانی که در کودکی از این دنیا می رن فرشته مبعوث می شن!)به انسان مختار تبدیل کرد و به تو قوه شناخت داد تا بتونی به سوی نهایت نور یا نهایت تاریکی (تاریکی هم یعنی جایی که نوری نیست نه! پس ذاتا وجود نداره یعنی تو به سویی می ری که خودت خودت رو از رسیدن این نور و بصیرت محروم می کنی) قدم برداری.

همونی که هر جا خطا رفتی برت گردوند و بخشیدت، همون که بدون اینکه ازت چیزی بخواد خیر کثیر به تو ارزونی کرد و تو کدوم نعمت پروردگارت رو می تونی تکذیب کنی؟! 

همون کسی که قراره خلیفه اش روی زمین باشی و نفست رو با صفتهایی که اون داره پر کنی و پرورش بدی

وای بر ما اگر اینها رو نبینیم و نشنویم  و به زبون نیاریم

وای بر ما اگر مشمول این نفرین  بشیم!!

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

اول : روزهای ایام فاطمیه که این یادداشت آقای میرفتاح را در کرگدن نامه شرق خواندم، بد جور روم تاثیر گذاشت .

الان هم که به عید غدیر نزدیک می شیم تصمیم گرفتم اینجا ثبتش کنم تا همیشه جلوی چشمم باشه.

شما هم از خواندنش لذت ببرید

 

 

به مناسبت ايام فاطميه

تسكين دل هاى بى قرار

سيدعلى ميرفتاح

تيرهاى بلا از هر سو باريدن گرفته اند؛ آنچه در ضماير پنهان بود، آشكار شده است؛ و پرده ها يكى پس از ديگرى فروافتاده اند. رشته هاى اميد گسسته است... زمين با همه وسعتش تنگى مى كند. و آسمان با همه فراخى اش مانع مى شود... نيست كسى كه يارى ام كند و شكايتم را بشنود؟ «يا محمد يا على، يا على و يا محمد» به تو بازمى گردم و مى دانم كه جز تو مرا مأمنى نيست. «يا محمد يا على، يا على يا محمد» ذكرى است كه دل پرالتهابم را آرام مى كند. دست شفيقى است كه دست هاى يتيمم را مى گيرد. تنهايى مرا جز اين يار همدمى نيست و سرگشتگى ام را جز اين نشان، كيست كه پايان دهد؟«يا محمد يا على، يا على يا محمد» اين است راز عالم خلقت. اين است آن رمزى كه گنج هاى نهان را آشكار مى كند. و اگر نبود اين ذكر، وجود را آيا بهانه اى بود تا پرده درى كند؟ و «او كسى است كه آنچه در زمين است، همه را براى شما آفريد، سپس به [آفرينش] آسمان پرداخت و هفت آسمان استوار كرد و او به هر چيزى دانا است. و چون پروردگارت به فرشتگان گفت من گمارنده جانشينى در زمينم، گفتند آيا كسى را در آن مى گمارى كه در آن فساد مى كند و خون ها مى ريزد، حال آنكه ما شاكرانه تو را نيايش مى كنيم و تو را به پاكى ياد مى كنيم؛ فرمود من چيزى مى دانم كه شما نمى دانيد.» «يا محمد يا على، يا على يا محمد». و همه نام ها را به آدم آموخت، سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و گفت اگر راست مى گوييد، به من از نام هاى ايشان خبر دهيد...» «يا محمد يا على، يا على يا محمد» و اين همان چشمه خورشيدى است كه ستارگان را نور مى بخشد «چراغدانى است كه در آن چراغى هست و چراغ در آبگينه اى هست كه آبگينه گويى ستاره اى درخشان است كه از درخت مبارك زيتون- كه نه شرقى است و نه غربى- افروخته شود. نزديك است كه روغنش با آنكه آتشى بدان نرسيده فروزان گردد.» شبى ديجور بر زمينى سايه انداخته است. لشكر غم از هر كرانه هجوم آورده است. ماه در محاق است و ستارگان... مى شناسى آن ستاره قطبى را كه راه كرانه امن مى نماياند؟ و كرانه امن آنجا است كه كشتى شكستگان را آرزويى جز رسيدن به آنجا نيست. درياى غم ما را اگر ساحلى باشد، همان مقام امنى است كه بهاى ورود به آن، حب محمد و على است. «يا محمد يا على، يا على يا محمد» و اين سرى است كه تنها خدا بدان آگاه است. و درختان جز به اين ذكر بار ندهند و كودكان جز به اين لطف زاده نشوند. و انبيا جز به اين عشق مبعوث نشوند... شنيده اى كه ستارگان چطور بر مدار عشق مى گردند؟... كه خورشيد هم پروانه اى است كه به گرد شمع آفرينش مى گردد. «و سوگند به شب چون برود و سوگند به صبح چون بدمد. كه آن برخوانده پيام آورى گرامى است. نيرومندى كه نزد خداوند صاحب عرش، صاحب مقام است. در آنجا فرمانش برند و امينش شمرند.»«يا محمد يا على، يا على يا محمد» كليدهاى گنجينه غيب را در اين ذكر پنهان داشته اند. ستارگان آسمان تيره را به اين مشعل افروخته اند. چاه هاى زمين به اين بركت پرآب مى شوند و خورشيد روزن كوچكى است از اين چشمه نور؛ نمى  است از اين دريا؛ كورسويى است از اين كانون آفرينش. و كدام فرشته است كه به اين ذكر، آموخته نباشد؟ نشنيده اى كه خدا افلاك را نيافريد مگر براى محمد؟ و محمد را نيافريد مگر براى على؟ و آن دو را نيافريد مگر براى فاطمه؟ الله، محمد، على، فاطمه، حسن و حسين. اين است ركن عالم امكان؛ نه به استعاره و لفظ. اين است غايت خلقت؛ باز هم نه به اعتبار لفظ و استعاره. و اين است آنچه خدا بشارت داد: «اى مومنان، به درگاه خداوند توبه اى خالصانه كنيد، چه بسا پروردگارتان گناهانتان را از شما بزدايد و شما را به بوستان هايى كه جويباران از فرودست آن جارى است، درآورد. [در] روزى كه خداوند پيامبر و ايمان آورندگان همراه او را فرو نگذارد؛ نورشان در پيشاپيش و سمت راست شان مى شتابد؛ گويند پروردگارا، نور ما را براى ما به كمال برسان و ما را بيامرز كه تو بر هر كارى توانايى.» الله، محمد، على، فاطمه، حسن و حسين. اين است سرالاسرار عالم. اين است آن بهاى خلقت مدام. اين است آن بهانه اى كه خدا گنج هاى پنهان خويش را آشكار مى كند. اين است مظهر لطف، كه «لولاك لما خلقت الافلاك».

 

دوم : با این اهنگ استاد شجریان خیلی خیلی مانوسم

یکسر ادم را می برد به دنیای پر از خدا

ترانه علی معلم هم انصافا عالیست

ببار اي بارون ببار با دلم به هواي زلف يار
به سرخي لباي سرخ يار
به ياد عاشقاي اين ديار
به یاد عاشقاي بي مزار! اي بارون
دادو بيداد از اين روز گار
ماهو دادن به شبهاي تار! اي بارون
ببار اي ابر بهار با دلم به هواي زلف يار
داد و بيداد از اين روز گار
ماهو دان به شبهاي تار! اي بارون
ببار اي بارو ن ببار
با دلم گريه کن خون ببار
 به سرخي لباي سرخ يار
به ياد عاشقاي اين ديار
به یاد عاشقاي بي مزار! اي بارون

|+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385 ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

صدام اعدام شد

در راستای اینکه خبر اول بین الملل این خبر است و واکنشها در مورد ان ادامه دارد و کشوری مثل لیبی ۳ روز در عزای عمومی رفت و مردم عراق و ایران و کویت و ... از این اتفاق سر از پا نمی شناسندو...

ما نیز خوشحالی خود را از کم شدن سایه این حیوان انسان نما از سر بشریت اعلام کرده گر چه معتقدیم او همه جنایاتش را اشکار نکرده و خیلیها را رسوا نکرده به درک واصل شد.

و در راستای اثبات این ادعا که دنیا عالم غیب است و حقیقت پشت پرده ها پنهان و آلوده با بسیاری پلیدیها که حتی کسی مثل صدام جرات می کند دم از حق بودن خودش بزند، اخرین حرفهای صدام را بخوانید

 http://www.tik.ir/display/?ID=34318&page=

|+| نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385 ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

 

نمی دانم چرا

خیلی وقت است پرهیز می کنی

حتی از خیال من

اما بهانه زنده بودنم!

می شود خواب ترا خرید

با هزار سکه ستاره شمردن؟

|+| نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385 ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

 

                                      ماه

                                                                           چاه

                                                                                                        آه

|+| نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385 ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

 
Blogroll Me! .